فاركس و به نوعی باینری آپشن، بازار جهانى خريد و فروش ارز است؛ بازارى كه همه بانك ها و مؤسسات مالى در آن ارزهاى مختلف جهان را معامله مى كنند. اين بازار برعكس بازارهاى سهام كه در مكان فيزيكى خاصى انجام مى شود در جاى خاصى متمركز نيست. بازار ارز بين المللى  هر دوشنبه با باز شدن بانك هاى استراليا از شرق كره زمين شروع به كار مى كند. بانك هاى اين قاره شروع به معامله ارز و دادن قيمت به مشتريان در كليه نقاط دنيا مى كنند، سپس وقتى اين بانکها تعطيل مى شوند بانك هاى كشورهاى آسيايى كه صبح را آغاز كردند اين كار را ادامه مى دهند تا اين چرخه به بانك هاى اروپا و آمريكا برسد. اين چرخه زمانى ، پنج روز هفته بدون توقف تا روز جمعه ادامه دارد…

مقدمه :

فاركس و به نوعی باینری آپشن، بازار جهانى خريد و فروش ارز است؛ بازارى كه همه بانك ها و مؤسسات مالى در آن ارزهاى مختلف جهان را معامله مى كنند. اين بازار برعكس بازارهاى سهام كه در مكان فيزيكى خاصى انجام مى شود در جاى خاصى متمركز نيست. بازار ارز بين المللى  هر دوشنبه با باز شدن بانك هاى استراليا از شرق كره زمين شروع به كار مى كند. بانك هاى اين قاره شروع به معامله ارز و دادن قيمت به مشتريان در كليه نقاط دنيا مى كنند، سپس وقتى اين بانکها تعطيل مى شوند بانك هاى كشورهاى آسيايى كه صبح را آغاز كردند اين كار را ادامه مى دهند تا اين چرخه به بانك هاى اروپا و آمريكا برسد. اين چرخه زمانى ، پنج روز هفته بدون توقف تا روز جمعه ادامه دارد…

10 قاعده بازار هاي مالي :

در اين مقاله سعي بر اين شده است كه قواعد رايج بازارهاي مالي دنيا كه در آن معامله گران مبادرت به خريد و فروش مي كنند ارائه گردد كه اين قواعد عمدتا در تمامي بازارها بين المللي رايج و يكسان است و در جزئيات ممكن است كه تفاوتهائي داشته باشند.

بازارهاي مالي شامل بازار بورس (سهام) كه در آنها سهام شركتها ارائه مي گردد بازارهاي فيوچر (future) كه در آنها معامله گران با قرارداهاي انجام شده در ارزش آتي يك سهام و يا يك كالا مانند نقره و يا گندم و غيره مبادرت به انجام معامله مي كنند كه در مبحثي جدا به اين بازارها پرداخته ايم .اما در اين مقاله سعي بر آن شده است كه بازار ارز جهاني كه اصطلاحا” به آن فاركس مي گويند بررسي شود بازاري كه در آن تمامي ارزهاي رايج دنيا خريد و فروش  مي شود و هر كسي كه در اين بازار مبادرت به خريد و فروش ارز نمايد مانند آن است كه خود يك صرافي دارد و دقيقا مانند يك صراف عمل مي كند و اين امر تا سال 1995 كه شبكه  اينترنتي به داخل منازل ورد نشده بود براي تمامي افراد امكان پذير و قابل دسترس نبوده وامروزه با كمك اينترنت است كه ما مي توالنيم همان كار يك صراف را در داخل منزل انجام دهيم .

فاركس، بازار جهانى خريد و فروش ارز است؛ بازارى كه همه بانك ها و مؤسسات مالى در آن ارزهاى مختلف جهان رامعامله مى كنند. اين بازار برعكس بازارهاى سهام كه در مكان فيزيكى خاصى انجام مى شود در جاى خاصى متمركز نيست.

بازار ارز بين المللى  هر دوشنبه با باز شدن بانك هاى استراليا از شرق كره زمين شروع به كار مى كند. بانك هاى اين قاره شروع به معامله ارز و دادن قيمت به مشتريان در كليه نقاط دنيا مى كنند، سپس وقتى اين بانکها تعطيل مى شوند بانك هاى كشورهاى آسيايى كه صبح را آغاز كردند اين كار را ادامه مى دهند تا اين چرخه به بانك هاى اروپا و آمريكا برسد. اين چرخه زمانى پنج روز هفته بدون توقف تا روز جمعه ادامه دارد.

فارکس يک بازار بين بانکي است که در سال 1971 زماني که تجارت جهاني از قيمتهاي ثابت به قيمتهاي شناورتغيير يافت به صورت يك قرار داد بين بانكي  تاسيس شد.

معامله گران در اين بازار مانند يك صرافي مبادرت به تعويض ارزهاي خارجي مي كنند بدون آنكه موقع خريد يا فروش آن ارز نيازي به خود ارز داشته باشند و صرفا به خاطر تفاوت ارزش اين كار را مي كنند.

در اين معامله يك جفت ارز مورد خريد و فروش واقع مي شود چون زماني كه شما مثلا مي خواهيد دلار آمريكا و يا هر ارز ديگري را خريداري كنيد بايد يك ارز در مقابل آن بدهيد مثل ريال و يا پوند. كه اين باعث مي شود كه نوسانات اين بازار هميشه در تعامل دو ارز باشد .

چند قاعده در اين بازار كه مستثني از ساير بازارهاي مالي  نيست وجود دارد كه ضمن شرح آنها با سيستم معاملاتي اين بازار نيز آشنا مي شويم .

قاعده 1 : طبق قواعد اين بازار كه از ابتدا وضع شده است همه ارزها در برابر ارز ديگر به صورت جفت نامگذاري شده اند مثلا از ابتدا مقرر شد كه دلار آمريكا و ين ژاپن را به صورت ذيل بنويسند:USD/JPY يعني دلار سمت چپ هميشه باشد و ين سمت راست .

و مابقي ارزها نيز بدين صورت مي باشند مثلا:GBP/JPY  كه دو ارز انگلستان( پوند) و ژاپن ( ين ) مي باشد. يا مثلا دو ارز فرانك سوئيس و دلار آمريكا به صورت ذيل مبادله و نام گذاري شده است : USD/CHF و هميشه موقع خريد همين فرم را ارزش گذاري مي كنند مثلا: ارز دلار آمريكا به يورو در يك معامله بوده است: EUR/USD=1.4525  يعني يك يورو 1.4525 برابر يك دلار است .

قاعده 2 : هر گاه ما يك جفت ارز را خريد كنيم ارز سمت چپ را خريديم / ارز سمت راست را فروختيم.

هرگاه ما يك  جفت ارز را فروش كنيم ارز سمت چپ را فروختيم / ارز سمت راست را خريديم.

نكته مهم :يعني وقتي كه مي گوئيم خريد و يا فروش منظور ارز سمت چپ است و معكوس آن ارز مقابل پس مي توانيم شروع يك معامله را با همان فروش آغاز كنيم كه مي شود خريد ارز مقابل آن.

قاعده3 : ميزان و حجم معاملات در اين بازاراز يك پيمانه خاصي تبعيت مي كند مانند واحد متر و كيلوگرم كه در اين بازار نيز واحدي داريم به نام LOT كه هر لات معادل 100.000 دلار معامله است.

يعني اگر كسي يك لات جفت ارزEUR/AUD را خريد كند 100.000 دلار معامله بر روي جفت ارز يورو در برابر   دلار استراليا كرده است كه مي شود خريد يورو و فروش دلار استراليا .

قاعده 4 :هر واحد تغيير در ارزش يك جفت ارز را يك PIP تغيير مي نامند .

مثلا : جفت ارزUSD/CAD كه دلار آمريكا / دلار كانادا است ارزش آن بوده 1.2125كه عدد آخر را يك پپ مي گويند و اگر بشود 1.2526 پس يك پپ ارزش اين جفت ارز بالا رفته است و اگر بشود 1.2100 در نتيجه 25 پپ ارزش آن كاهش يافته است .

يادآوري : اگر شما فكر مي كنيد و يا تحليل مي كنيد به هر دليلي يك جفت ارز  مثلا 20 پپ يا 200 پپ كاهش خواهد يافت ( به هر دليلي كه بعد به آن اشاره مي كنيم ) بايد اين جفت ارز را فروش نمائيد SELL . و اگر فكر مي كنيد و يا تحليل مي كنيد كه يك جفت ارز مثلا 1 پپ و يا 1000 پپ افزايش مي يابد بايد دستور BUY را صادر نمائيد كه چگونگي آن در مقالات بعدي اشاره خواهد شد. مثال ديگر در بحران سال 2008 جفت ارز EUR/USD كه جفت ارز مورد علاقه معامله گران است و بيش از 40 درصد معاملات بر روي آن انجام مي گيرد از ارزش 1.6037 تا حدود 1.2200كاهش يافت كه مي شود حدود 3800 پپ كاهش در عرض 4 ماه

قاعده 5 : معمولا هر پپ كاهش و يا افزايش در يك جفت ارز اگر شما 1 لات خريد و يا فروش داشته باشيد حدود 10 دلار سود و يا زيان  خواهيد داشت كه اين كلمه معمولا بدين جهت است كه در بعضي حالات و جفت  ارز ها كمي ممكن است كمتر باشد .

قاعده 6 :بانكها كه پايه و اساس اين معاملات هستند به واسطه يك شركتهائي كه به سرور مركزي آنها متصل مي شوند با معامله گران ديگر ارتباط برقرار مي كنند كه اين واسطه را بروكر مي گويند .

بروكرهاي بزرگي در دنيا وجود دارند كه معاملات اين بازار  را هدايت مي كنند مانند FXCM  – GCI -CMC  – FIBO GROUP – ALPARI و تعداد زيادي ديگر كه هر كدام به قصد واسطه گري مابين بانكها و مشتريان تاسيس و از اين واسطه گري سود مي گيرند.

قاعده 7 : در هر معامله ( خريد يا فروش ) معمولا از 1 پپ تا بعضي از جفت ارزها بيش از 20 پپ سود از مشتري دريافت مي كنند  كه اين چند پپ سود بروكر را SPREAD مي گويند.

به عبارتي مثلا: وقتي شما جفت ارزEUR/USD  را در ارزش 1.3650 خريد (BUY ) مي كنيد بروكر در اين جفت ارز طبق قانوني كه در سايت خود مندرج كرده 2 پپ اسپرد از معامله گر  مي گيرد يعني مشتري بعد از 1.3652 معامله اش در سود مي رود. در فروش نيز بر عكس از 1.3652 به شما مي دهند و بعد از 2 پپ كاهش جهاني ارزش اين جفت ارز شما به سود مي رسيد .

كه اين دقيقا مانند قانون حق العمل كاري مي ماند كه در ضرر و سود و در هر وضعيتي بروكر همان اول چند پپ سود خود را بر مي دارد.لازم به ذكر است كه كه هيچ معامله گري به اين لحاظ كه اسپرد يك جفت ارز بالا و يا پائين است آن را انتخاب و يا رد نمي كند چرا كه در معاملات اسپرد معمولاعددي بسيار كوچك شمرده مي شود.

قاعده 8 : بروكرها به پشتيباني بانكها به معامله گران يك اعتباري در هر معامله مي دهند كه به آن LEVERAGE  مي گويند  كه اين اعتبار مي تواند در هر معامله از 1 برابر تا حتي بيش از 200 برابر باشد

اما اول اينكه اين اعتبار در همان معامله است و  به حساب مشتري واريز نمي شود و قابل برداشت نيست فقط مي گويند تا اين حد برابر مي توانيد معامله نمائيد دوم اينكه ميزان ضرر تا حد سرمايه معامله گر است يعني اگر شما 1000 دلار بگذاريد و از بروكر ضريب اهرمي 100 را تقاضا كرده باشيد مي توانيد 100.000 دلار معامله باز كنيد كه دقيقا مي شود 1 لات اين حجم از معامله تا جائي كه سرمايه شما باقي مانده باشد معتبر است و به محض نزديكي به سرمايه بروكر معامله در هر زماني خواه شما پاي دستگاه حضور داشته باشيد و يا نباشيد بسته خواهد شد سوم اينكه اين ضريب از همان اول قرار داد بين بروكر و معامله گر انتخاب مي شود و در تمامي معاملات لحاظ مي گرددو نمي توان به سادگي آن را عوض نمود.

معمولا در هر معامله يك لاتي حدود 500 تا 1000 دلار سرمايه نياز است كه خود معامله گر بايد داشته باشدو مابقي اعتباري است البته با محاسبه leverage  حدود 100 تا 200 كه اين روزها معامله گران براي خود انتخاب مي كنند و بسته به ارزش جفت ارز كمي اين عدد تغيير مي كند كه با توجه به قانون مهم عدم سرمايه گذاري تمام سرمايه  معامله گر در يك معامله كه در قوانين مديريت سرمايه معامله گران لحاظ شده است بايد اگر كسي حدود 1000 تا 2000 دلار سرمايه دارد حدود 1/. لات تا حداكثر 3/. لات معامله باز كند كه اين محدوديت را در بحثي تحت عنوان mony management در اين بازار عنوان مي شود كه به نظر معامله گران حرفه اي و قديمي اين مهم ترين بحث در اين بازار است .

قاعده 9 : چنانچه يك معامله به ضرر برود تا آخر سرمايه را مي تواند از بين ببرد اما يك دستوري در اين بازار لحاظ شده است براي جلوگيري از اين مسئله به نام حد ضرر ( stop loss ) كه معامله گر مي تواند مثلا طلا را در اين بازار در قيمت 765 دلار خريداري نموده و حد ضرر را (با تحليل و علم نه بدون دليل ) در عدد 745 قرار دهد و حتما بدون يك پپ اشتباه معامله در اين حد ضرر اگر قيمت طلا در آن موقع افت كند بسته مي شود كه مي شود 200 پپ (در طلا هر دلار 10 پپ است ) و بر عكس مي توانيم حد سود قرار دهيم ( take profit  ) مثلا در معامله بالا در طلا عدد 775 را مي توانيم تععين كنيم كه اگر پاي دستگاه معامله گرنباشد در اين حد معامله وي به طور اتوماتيك بسته خواهد شد.همچنين مي توان چند معامله داشت كه هر كدام را در حدود ضرر و سود مختلف قرار داده  و يا يك معامله را كه مثلا  1 لات است تقسيم نموده و در هر حركتي مثلا 1/. از آن را ببنديم كه اين قوانين جهت سهولت كار معامله گران قرار داده شده است .

قاعده 10 : حال معامله گر تصميم بر باز كردن يك حساب در يك بروكر پس از تحقيقات بر روي بروكرها نموده است وپس از رفتن به سايت بروكر و مطالعه قوانين آن و يا پرس و جو از اطرافيان و آشنايان كه قبلا با آن بروكر كار   كرده ا ند و دريافت فرم ها و پر كردن آن اقدام به باز كردن حساب در يكي از بانكهاي بين المللي مي نمايد كه اين كار باز به واسطه همان بروكر به راحتي انجام پذير است كه بعضا در ايران نيز نمايندگي دارند و سپس با يك رمز و شناسه  ورود مي تواند به صفحه و كابين معاملاتي رفته و اقدام به باز كردن معاملات خريد و فروش بر روي طلا و نفت و ارز و غيره نمايد.

اما موضوع مهم 4 پرسش طلائي در كليه بازارهاي مالي است .

– در چه وارد شويم ( طلا- نفت- دلار- يورو- گندم – قهوه – دلار استراليا و ….)

– در چه جهتي وارد شويم ( خريد كنيم و بالا مي رود  و  يا پائين مي رود فروش بگذاريم )

– چقدر وارد شويم ( 1/. لات و يا بيشتر )

– در كجا خارج شويم (در بسياري از مواقع معامله گران يا خيلي زود و يا خيلي دير از يك سفارش خارج مي شوند)

كه جواب اين سئوالات در دو علم تحليل فاندامنتال و تحليل تكنيكال بازار هاي مالي نهفته است

در علم تحليل فاندامنتال يك معامله گر بر اساس اخبار مانند نرخ بهره بانكي ميزان مشاغل ايجاد شده و يا هر خبر كوچك و بزرگي در هر زمينه اقتصادي تصميم به باز كردن و بستن يك معامله در  ارز آن كشورمي كند  كه درزمان بحرانهاي بزرگ اين خبرها ضمن عدم تطبيق با  پيش بيني حركات و رفتاري نا متعارف به يك بازار مي دهند.

اما در علم تكنيكال يك معامله گر بر اساس الگوهاي رياضي ( كه اين روزها خود نرم افزارهاي بروكرها  بخش بزرگي از آن را انجام مي دهند) و خطوط تعريف شده و يا ابزراهاي اختراعي در اين زمينه مانند انديكاتورها اقدام به پيش بيني الگوئي مي نمايد كه در بسياري از مواقع اثبات شده كه اين تحليل با ضريب خطائي بسيار پائين توانسته به اعداد دقيقي درپيش بيني هاي  بازارهاي مالي دست يابد.

يك نكته در پايان ضروري است كه اين بازار داراي سودهاي افسانه اي است اما همانطور مي تواند بر عكس عمل كند مگر آنكه معامله گر اين كار را يك شغل و يك حرفه براي خود بداند و از آن سرمايه اي كه مي گذارد انتظاري بيش از حد نداشته باشد.